فاطمه
عذرخواهی: در ایران دمده شده و بجای آن از توجیه استفاده میشود.
بیمه عمر: قراردادی که شما را در تمام عمر فقیر نگه داشته تا شما پولدار مرده و مراسم کفن و دفنتان آبرومندانه برگزار شود.
شناسنامه یا کارت ملی: دفترچه و کارتی که یکی بدون دیگری فاقد ارزش بوده و حتما جفتش لازم است.
سریال: فیلمیست چند قسمتی، که روش مصرف مواد مخدر و آخرین شیوههای دزدی را به شما آموزش میدهد.
تلفن همراه: وسیلهای سهکاره جهت کلاس گذاشتن، آهنگ گوش کردن و نهایتا عکس گرفتن است.
ایرانسل: خط تلفنی است جهت مزاحمت و سر به سر گذاشتن دوست و آشنا.
گرانی: کلمهیی است زادهی توهم غربیان که در ایران تاکنون مشاهده نشده است!
آثار باستانی: خرابههایی که هرچه زودتر باید نابود شوند چون خیلی جا گرفتهاند.
iman
اکبرعبدی میگوید: یک روز سر سریال بودیم. هوا هم خیلی سرد بود. از ماشین پیاده شد بدون کاپشن. گفتم: حسین این جوری اومدی از خونه بیرون؟ نگفتی سرما میخوری؟! کاپشن خوشگلت کو؟
گفت: کاپشن قشنگی بود،نه؟ گفتم: آره! گفت: من هم خیلی دوستش داشتم ولی سر راه یکی را دیدم که هم دوستش داشت و هم احتیاجش داشت. ولی من فقط دوستش داشتم...
خدا رحمتش کنه
حسین پناهی
---•٠•●۩ (¯`•.. اِلـســـــیـــد ..•´¯) ۩●•٠•---
رخش،گاری کشی می کند
رستم ،کنار پیاده رو سیگار می فروشد
سهراب ،ته جوب به خود پیچید
گردآفرید،از خانه زده بیرون
مردان خیابانی برای تهمینه بوق می زنند
... ابوالقاسم برای شبکه سه ،سریال جنگی می سازد
وای…
موریانه ها به آخر شاهنامه رسیده اند!!
احسان حسین زاده
قرار بود پرویز سوبله – چوبله جایش را به پرویز جوبله – پوبله بدهد. همه چیز هم مهیا بود. استقلال با اختلاف دو گل از پرسپولیس جلو افتاده بود. حریف هم یک با یک بازیکن کمتر به بازی ادامه می داد. تنها هشت دقیقه زمان کافی بود تا از لقب جدید پرویز رونمایی شود.
بیش از همه این خود مظلومی بود که همچون دانش آموزی که در انتظار تشویق معلمش باشد بی صبرانه منتظر بود تا لقبش را از زبان هواداران بشنود.
اما آنانی که لقب های پرویز را می ساختند و یکی پس از دیگریالقاب را ارتقاء می دادند فکرش را هم نمی کردند لقب شان روی دستشان بماند. کارخانه لقب سازی پرویز هم جنسش روی دستش ماند و باد کرد. آن هم در سرمای سوزناک تهران.
اما در روزی که لقب پرویز تنها در هشت دقیقه سوخت و بر باد فنا رفت بی انصافی است اگر لقب جدیدی برای پرویز مظلومی دست و پا نکنیم. ما که عادت داریم در هر داربی پرویز را به لقبی جدید مفتخر کنیم ، همانند سرداری که که بعد از هر نبرد درجه ای بالاتر را بر روی دوشش می بیند.
.
.
پرویز سوخته – پوخته امروز لقب برازنده ای برای پرویز مظلومی بود. باز هم پرویز بی لقب نما
امين
شما یادتون نمیاد؛ جمعه شبا سریال جنگجویان کوهستان رو، فرداش همه تو مدرسه جوگیر بودیم.
امين
اکبرعبدی میگوید: یک روز سر سریال بودیم. هوا هم خیلی سرد بود.
از ماشین پیاده شد بدون کاپشن. گفتم: حسین این جوری اومدی از خونه بیرون؟
نگفتی سرما میخوری؟! کاپشن خوشگلت کو؟ گفت: کاپشن قشنگی بود،نه؟
گفتم: آره! گفت: من هم خیلی دوستش داشتم ولی سر راه یکی را دیدم که هم دوستش داشت و هم احتیاجش داشت. ولی من فقط دوستش داشتم!!
تقديم به دوسته فداكارم س ش.....
فاطمه
نمونه چک نوشتن غضنفر: 231000 ریال معادل دو سه هزار تومان
فاطمه
یادش بخیر ، تو دبستان زنگ تفریح که تموم می شد مامورای آبخوری دیگه نمی ذاشتن آب بخوریم یادش بخیر ، شبا بیشتر از ساعت 10 تلویزیون برنامه نداشت سر ساعت 10 سرود ملی و پخش می کرد و قطع می شد…. شد جمهوری اسلامی به پاااااا .. یادش بخیر ، دوتا شبکه تلویزیون داشیم و وسط فیلم یهو قطع میشد و می نوشت " دنباله برنامه تا چند لحظه دیگر"... یادش بخیر ، دوتا سریال بود یکی اینه بود یکی هم آتقی . یادش بخیر ، هرکی بهمون فحش میداد کف دستمونو نشونش میدادیم میگفتیم آیینه آیینه ... یادش بخیر ، خط کشهائی که محکم می زدیم رو مچ دستمون دستبند می شد ! یادش بخیر ، آلاسکا داشتیم اونم یخی با رنگ و اب شکر اینقدر میک میزدیم تا سفید میشد میشد یخ ! یادش بخیر ، این بازیو پی پی پینوکیو پدر ژپتو، گُ گُ گُربه نره روباه مکار ! یادش بخیر ، دستمال من زیر درخت آلبالو گم شده سواد داری نچ نچ ؟ یادش بخیر ، ماه رمضون که میشد اگه کسی می گفت من روزه ام بهش میگفتیم: زبونتو در بیار ببینم راست میگی یا نه ! یادش بخیر ، پاکن های جوهری که یه طرفش قرمز بود یه طرفش آبی بعد با طرف آبیش می خواستیم که خودکارو پاک کنیم، همیشه آخرش یا کاغذ
ممل خان
"رخش،گاری کشی می کند
رستم ،کنار پیاده رو سیگار می فروشد
سهراب ،ته جوب به خود پیچید
گردآفرید،از خانه زده
بیرون مردان خیابانی برای تهمینه بوق می زنند
ابوالقاسم برای شبکه سه ،سریال جنگی می سازد
وای... موریانه ها به آخر شاهنامه رسیده اند!! "
سنگ صبور
خاطره شنیدنی اکبر عبدی از حسین پناهی...