یافتن پست: #درد

شاهرخ
t4916ihw5ahf8lvs2wd8.jpg شاهرخ
من خسته ترین واژه ی ملموس غروبم !

کاش در این وسعت سبز

یک نفر درد مرا می فهمید...!
ebiraam
ebiraam
از عشق مکن شکوه که جای گله ای نیست
بگذار بسوزد دل من مسئله ای نیست



من سوخته ام در تب ، آنقدر که امروز

بین من و خورشید دگر فاصله ای نیست



غمدیده ترین عابر این خاک منم من

جز بارش خون چشم مرا مشغله ای نیست



در خانه ام آواز سکوت است ، خدایا

مانند کویری که در آن قافله ای نیست



می خواستم از درد بگوییم ولی افسوس

در دسترس هیچکسی حوصله ای نیست



شرمنده ام از روی شما بد غزلی شد

هرچند از این ذهن پریشان گله ای نیست
ebiraam
ebiraam
خالی تر از سکوتم ، از نا سروده سرشار

حالا چه مانده از من ؟... یک مشت شعر بیمار

انبوهی از ترانه ، با یاد صبح روشن

اما... امید باطل... شب دائمی ست انگار

با تار و پود این شب باید غزل ببافم

وقتی که شکل خورشید ، نقشی ست روی دیوار

دیگر مجال گریه از درد عاشقی نیست

بار ترانه ها را از دوش عشق بردار

بوی لجن گرفته انبوه خاطراتم

دیروز: رنگ وحشت ، فردا: دوباره تکرار

وقتی به جرم پرواز باید قفس نشین شد

پرواز را پرنده ! دیگر به ذهن مسپار

شاید از ابتدا هم تقدیر من سفر بود

کوچی بدون مقصد از سرزمین پندار

از پوچ پوچ رویا ، تا پیچ پیچ کابوس

از شوق زنده بودن... تا خنده ای سرِ دار

{-7-}
مهسا و روزبه
مهسا و روزبه
همیشه درد از دیگران است...
گاه
از نبودنشان
گاه
از بودنشان

{-28-}{-38-}{-28-}
دیدگاه · 17 ساعت و 40 دقیقه قبل ·
2 امتیاز +
میلاد
میلاد
اینم هم سوالا
- 1وقتی خیلی عصایت بهم ریخته چی کار میکنی؟؟
- 2چرا بعضی اوقات هر چه آب می خوریم، تشنگیمان بر طرف نمی شود؟
- 3چرا می گویند خربزه را با عسل نباید خورد و اگر بخوریم دچار دل درد می شویم؟
- 4چرا وقتی آب می جوشد قل قل میکند؟
- 5خوشحالی که در این دنیا زندگی می کنی؟
- 6خوشحالی که دختری؟
- 7خوشحالی که گذاشتنت رو صندلی داغ؟
- 8خوشحالی که من دارم ازتون سوال می پرسم؟
- 9خوشحالی که این همه خوشحالی؟
- 10زندگیتون چی کم داره که کامل نیست؟
- 11سختترین کار دنیا چیه؟
- 12ورزش میکنید؟چه ورزشی را دوست دارید؟
- 13دوست داری وقتی به 25 سالگی رسیدید چه چیزهایی را بدست آورده باشید؟
26 - 14مهر چه روزیه؟
- 15یه جک توپ بگید که داخلش یه روزی نباشه؟
- 16کدوم ماه هست که خانها در اون کمتر حرف میزنند؟
- 17آخه چرا؟واقعا چرا؟نمیدونم چرا؟)سوالات داخل پرانتز چه موقع به کار میروند؟
- 18هیجان را چقدر دوست دارید؟
- 19مهیجترین کاری که تا الان کردید چی بوده؟
مهسا و روزبه
مهسا و روزبه
امان از این بوی پاییزی و آسمان ابری ، که آدم نه خودش میداند دردش چیست و نه هیچ کس دیگر ، فقط میداند که هرچه هوا سردتر میشود ، دلش آغوش گرم میخواهد
{-35-}{-28-}{-35-}
دیدگاه · 1 روز و 19 ساعت و 26 دقیقه قبل ·
امتیاز - 1
1 امتیاز +
سنگ صبور
سنگ صبور
لازمه ي خوشبختي جذب کردن چيزهاي تازه نيست، بلکه حذف کردن افکار کهنه است، افکاري که به هيچ دردي نمي خورند.
مهسا و روزبه
مهسا و روزبه
سایه هایم برشانه هایم سنگینی می کند و این آوار روحم را آزرده است

غزلهایم بی رنگ شده اند . زخمهایم هنوز گرسنه اند !!!

منتظرم از آسمان مرا بخوانند

من با همسایه درد همدردم . در کوچه ناآشنای غریب . نشانی ام راگم کرده اند

به کجای این کره خاکی سر بنهم . از کجا دوباره آغاز گر روشنی صبحدم باشم

و طلوع خورشید را از کجا نظاره گر .

دستانم را بگیر

نشانی ام در دستانم نهان است
{-38-}{-38-}{-38-}
مهسا و روزبه
مهسا و روزبه
چند روزی است که سوالاتی در ذهنم مرا به جنون کشیده است

آواره کوچه ها شده ام

به انتظار چه هستی ؟

نگاهت را به کدامین ستاره دوخته ای ؟

دستانت َگرمی چه دستی را فشرده است ؟

دلت را به که سپرده ای ؟

باورت به کدام باور پیوند خورده است ؟

راهت از کدام جاده گذر می کند ؟

چه تماشایی ؟چه تقلای بیهوده ای ؟

من در برابرت زانو زدم تا با دستهایی که هرگز شاید نخواهم دید درددل کنم

دردهایم نخ نما نشده اند و در خوابهایم گریه امانم را بریده است .

و این حقیقت دارد که از یادم برده اید
{-38-}{-35-}{-35-}{-38-}
مهسا و روزبه
مهسا و روزبه
آری من آن مرغ دریایی گم گشته ام

که بدون بال اسیر موج وزمین شده ام

قادر به پرواز کردن نیستم

ای آسمانی ترین عشق مرا از این همه درد برهان

تا بتوانم در اوج باورها در ذلال آبی آب به پرواز درآیم
{-35-}{-28-}{-35-}
مهسا و روزبه
مهسا و روزبه
سلام بچه های خوب همقدم ...دستتون درد نکنه ....
من مسافرت بودم و دیشب اومدم و دیدم که من میهمان صندلی داغتون هستم
از همه تون ممنونم و با کمال میل به سوالاتون پاسخ میدم
دوستتون دارم{-49-}{-49-}{-49-}{-49-}
میلاد
میلاد
بگو حرفامو می فهمی بگو تنهام نمی ذاری
که من سر در گمم از این سکوت تلخ و تکراری
خیال رفتنت داره یه دنیا درد می سازه
نذار من باشم اونی که همه دنیاشو می بازه
ebiraam
ebiraam
درد عشقی کشیده­ام که مپرس

زهر هجری کشیده­ام که مپرس

گشته­ام در جهان و آخر کار

دلبری برگزیده­ام که مپرس

آنچنان در هوای خاک درش

می­رود آب دیده­ام که مپرس

من به گوش خود از دهانش دوش

سخنانی شنیده­ام که مپرس

همچو حافظ غریب در ره عشق

به مقامی رسیده­ام که مپرس
ebiraam
ebiraam
سلامی به عشق....




به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد
به جویبار كه در من جاری بود
به ابرها كه فكرهای طویلم بودند
به رشد دردناك سپیدارهای باغ كه با من
از فصل های خشك گذر می كردند
با بوته ها كه چیده ام از بیشه های آن سوی دیوار
می آیم می آیم می آیم
و آستانه پر از عشق می شود
و من در آستانه به آنها كه دوست می دارند
و دختری كه هنوز آنجا
در آستانه پرعشق ایستاده سلامی دوباره خواهم داد
غریبه
•ï¡÷¡ï• ҒДЯĦДÐ •ï¡÷¡ï•
•ï¡÷¡ï• ҒДЯĦДÐ •ï¡÷¡ï•
عشق همواره باشك آلوده است ودوستداشتن سرابا يقين است عشق دردرياغرق شدن است ودوستداشتن در درياشناكردن . دكترشريعتي
صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ