PaaNiiiZaa
رهروان خسته را احساس خواهم داد ماه هاي ديگري در آسمان كهنه خواهم كاشت نورهاي تازه اي در چشم هاي مات خواهم ريخت لحظه ها را در دو دستم جاي خواهم داد سهره ها را از قفس پرواز خواهم داد چشم ها را باز خواهم كرد خواب ها را در حقيقت روح خواهم داد دیده ها را از پس ظلمت به سوي ماه خواهم خواند نغمه ها را در زبان چشم خواهم كاشت گوش ها را باز خواهم كرد آفتاب ديگري در آسمان لحظه خواهم كاشت لحظه ها را در دو دستم جاي خواهم داد سوي خورشيدي دگر پرواز خواهم كرد شعر از : خسرو گلسرخی
PaaNiiiZaa
مگسي را كشتم نه به این جرم که حیوان پلیدی است، بد است و نه چون نسبت سودش به ضرر یک به صد است طفل معصوم به دور سر من میچرخید، به خیالش قندم یا که چون اغذیه ی مشهورش تا به این حد گندم!!! ای دو صد نور به قبرش بارد؛ مگس خوبی بود... من به این جرم که از یاد تو بیرونم کرد، مگسی را کشتم ...!
حسین پناهی
PaaNiiiZaa
در اشتیاق رفتنم از فرط پچ پچ دروغ های گفته شده و فریاد مداوم وحشت قدیمی که وحشتناکتر می گردد وقتی که روز از فراز تپه به دریای ژرف فرو رود در اشتیاق رفتنم و می ترسم شاید که قدری از زندگی شپری نشده ، منفجر شود از فرط دوغ های کهنه که در زمین می سوزد و در هوا ترق و تروق و تقریبا مرا کور می کند... " دایلان توماس " از کتاب هنر رویابینی
آمین
9 ماه و 6 روز و 12 ساعت و 37 دقیقه قبلآمین ....
9 ماه و 6 روز و 9 ساعت و 2 دقیقه قبل