PaaNiiiZaa
خــــدایا همه از تو می خواهند ...بدهی ! من از تو می خواهم....بگیری ! خـــــدایا این همه حس دلتنگی را از من بگیر !
PaaNiiiZaa
به دلم افتاده بود که امشب حتما خوابت را خواهم دید! آنقدر خوشحال بودم که تا صبح خوابم نبرد!!
PaaNiiiZaa
بعد از رفتنت جای خالی ات در دلم مثل کفشهای سیندرلا اندازه ی هیچ یک از مردم شهر نشد!!
PaaNiiiZaa
غمهایت را پنهان می کنی که مرا نیازاری این سکوتت بیشتر مرا آزرده می کند با تو می مانم که شریک غمهایت باشم! من از اول هم سهمی از شادیهایت نمی خواستم !!!!
PaaNiiiZaa
دست هایم .. این روزها بوی حافظ می دهند !.. تـفأل که می زنم .. کنعـانم .. بدجـور !! یوسفش را می خواهد !!..
PaaNiiiZaa
از آن شب که با تو در خواب رقصیدم ٬… تو از ترس دیگر نخوابیدی .. من از شوق تا ابد خوابیدم !!
PaaNiiiZaa
نویسنده ها "سیگار" می کشند ...
شاعر ها "هجران"...
نقاش ها "تابلو" ... ...
زندانبان ها "دیوار" ...
زندانی ها "نهایی"...
دزدها "سرک"...
مریضها "درد"...
بچه ها "قد"...
و من برای کشیدن
"نفسهای تو" را انتخاب می کنم ...
PaaNiiiZaa
در آغوش خودم هستم من خودم را در آغوش گرفته ام نه چندان با لطافت نه چندان با محبت اما وفادار ... وفادار
dele ma ham vasat kheiliiiiiiiiiiiii koooshoooooooloooooo shode ha...


1390/09/2 - 19:14akhey...
yadete miparidi too jighmale khale ????
paniza joonam dige in rooza kar ziyde... shayad vase hamin nemitoonam ziyad biyan hamghadam....yekish khode maaaaaaaaaaaaaaaaaan
salam. dele ma ham vasat tang shode bid.
1390/09/3 - 20:43سلم پانيذ جان من ديگه دلى نمونده كه برات تنگ كنم
1390/11/11 - 20:11اووووووخی......
1390/11/15 - 17:53پانیذ جوووونم ببخشید ...من چند روز نبودم .. دسترسی به نت همنداشتم ...واسه همین گاهی با موبایل میومدم...
1390/11/20 - 10:49از همینجا میگم تولدت پساپیش مباااااااارک باشه عزیزم....بوووووووووووووووووووس
میماچمت عزیزدلم