مشخصات

موارد دیگر
maryam آفلاین می باشد!
حالت من: لوس
maryam
1376-02-24 ( 15 ساله )
nilofarhaye-abi.blogfa.c..
208 پست

وضعیت این کاربر

مدیریت گروه: 0
عضویت در گروه: 0
امتیاز داده شده: 376
امتیاز گرفته شده: 300
پست ها: 208
دنبال شوندگان:45
دنبال کنندگان:47
دیدگاه ها:144
بازنشرها:0
امتیاز کل:721.6
وضعیت: نیمه فعال

من دنبال کرده ام

نمایش همه

دنبال‌کنندگان

(47 کاربر)

بازدیدکنندگان

maryam
maryam
اگه یه همزبون می خوای ، یه یار مهربون می خوای ، خودشو حیرونت کنه ، جونشو قربونت کنه ، اصلا رو من حساب نکن {-18-}{-15-}{-18-}
maryam
maryam
یک جمله ی حکیمانه :وقتی کسی ناراحتت میکنه 42 تا ماهیچه استفاده میشه تا اخم کنی اما فقط 4 تا ماهیچه لازمه که دستت رو دراز کنی و بزنی پس کلش{-7-}{-18-}
maryam
maryam
مادر گفت عشق یعنی فرزند. پدر گفت عشق یعنی همسر. دخترک گفت عشق یعنی عروسک. معلم گفت عشق یعنی بچه ها. خسرو گفت عشق یعنی شیرین. شیرین گفت عشق یعنی خسرو. فرهاد گفت: …. ؟ فرهاد هیچ هم نگفت. فرهاد نگاهش را به آسمان برد؟ باچشمانی بارانی. میخواست فریاد بزند اما سکوت کرد!‌ میخواست شکایت کند اما نکرد. نفسش دیگر بالا نمی آمد؟ سرش را پایین آورد و رفت! هر چند که باران نمی گذاشت جلوی پایش را ببیند! ولی او نایستاد. سکوت کرد و فقط رفت. چون میدانست او نباید بماند. و عشق معنا شد{-15-}
maryam
maryam
هفت راز خوشبختی از کوروش کبیر : متنفر نباش ، عصبانی نشو ، ساده زندگی کن ، کم توقع باش ، همیشه لبخند بزن ، ببخش ، یک عشق خوب داشته باش {-29-}{-41-}{-35-}
maryam
maryam
عجب صبری خدا دارد!!! اگر من جای او بودم که می دیدم یکی عریان و لرزان دیگری پوشیده است صد جامه ی رنگی زمین و آسمان را واژگون،مستانه می کردم عجب صبری خدا دارد!!! اگر من جای او بودم برای خاطر تنها یکی مجنون صحرا گرد بی سامان هزاران لیلی ناز آفرین را کوه به کوه آواره و دیوانه می کردم عجب صبری خدا دارد!!! چرا من جای او باشم همین بهتر که او خود جای خود بنشسته و تو به تماشای تمام زشت کاری های این مخلوق را دارد وگر نه من به جای او چو بودم یک نفس کی عادلانه سازشی با جاهل و فرزانه می کردم {-15-}{-38-}
maryam
maryam
خدایا میوه ی کدام درخت باغت را گاز بزنم که از زمین رانده شوم ؟ ...اینجا دیگر جای ماندن نیست {-15-}
maryam
maryam
پسر نگاهي به دختر کرد و گفت حالا که کنار ساحل هستيم بيا يه آرزوي قشنگ بکنيم دختر با بي ميلي قبول کرد پسر چشماشو بست و گفت کاشکي تا آخر دنيا عاشق هم بمونيم ... بعد به دختر گفت حالا تو آرزوتو بگو دختر چشماشو بست و خيلي بي تفاوت گفت کاشکي همين الان دنيا تموم بشه ... وقتي چشماشو باز کرد پسر رو نديد فقط چند تا حباب رو آب ديد. {-60-}{-38-}
maryam
maryam
hame medadrangiha mashghool bodand be joz medade sefid...hich kasi be uo kar nemidad...hame migoftand to be hich dardi nemikhori..yek shab k medadrangiha toy siyahi kaghaz gom shode bodand medad sefid ta sobh kar kard ..mah keshid..mahtab keshid..va anghadr setareh keshid k kochak va kochak va kochaktar shod..sobh toy jabei medadrangi ...jay khali uo ba hich rangi por nashod {-31-}
maryam
maryam
تو این رویای سردرگم خداحافظ گل گندم .... تو هم بازیچه ای بودی تو دست سرد این مردم .....خداحافظ گل پونه که بارونی نمیتونه ..... طلسم رو برداره از این پاییزدیوونه .....خداحافظ گل مریم گل مظلوم و پردردم ..... نشد با این تن زخمی به آغوش تو برگردم .....نشد تا بغض چشمات رو به خواب قصه بسپارم ...... از این فصل سکوت و شرم غم بارون رو بردارم {-31-}
maryam
maryam
اى غصه مرا دار زدى خسته نباشى-اتش به شب تار زدى خسته نباشى-اى غصه دمت گرم كه در لحظه ى شادى-بارگ رگ من تار زدى خسته نباشى {-31-}
maryam
maryam
هر چند هر روز با من بازی جدیدی می کنی اما من هنوز همان عروسک قدیمی ام! این تنها دلخوشی من است که از بازی با من خسته نشده ای {-31-}
maryam
maryam
یه روز 3 تا لاک پشت میرن سفر و با خودشون چند تا نوشابه هم ورمی دارن تا وقتی رسیدن بخورن. یک ماه طول می کشه تا برسن. وقتی میرسن یادشون میفته که با خودشون لیوان نبردن. یکیشون داوطلب میشه که بره لیوانا رو بیاره ولی میگه باید قول بدین که تنهایی نخورین ها. دوستاشم قول میدن که نخورن. یه دوماهی می گذره دوستاش میگن بابا این نیومد بیا نوشابه ها رو بخوریم. تا درنوشابه رو باز می کنن یهو لاک پشته از لای سنگها میاد بیرون میگه نامردا! نگفتم اگه برم می خورین؟! {-18-}{-18-}
maryam
maryam
عشق میکروبی است که از راه چشم وارد میشود و قلب را عاشق میکند! {-15-}
maryam
maryam
نمیدونم چی شد یهو اومدی تو زندگیم یهو هم از زندگیم رفتی ولی چه روزای خوبی بود یادش بخیر میدونی؟دوست دارم اون روزا برگرده ولی...{-38-}{-31-}{-38-}
maryam
maryam
میرسد روزی که بی هم میشویم ، یک به یک از جمع هم کم می شویم ، میرسد روزی که ما در خاطرات ، موجب خندیدن و غم می شویم ، گاه گاهی یاد ما کن ای رفیق ، میرسد روزی که بی هم میشویم {-38-}
صفحات: 7 8 9 10 11