امين
اگر من خوب شوم آرزويه آرزوهايم ميشوى؟
اگر من خوب شوم خنده ى خندهايم ميشوى؟
اگر من خوب شوم رژ لب هايت ميشوم
اگر من خوب شوم دشمن بغض ات ميشوم
اگرمن خوب شوم شعرم باز جوهر قلبت ميشود؟؟
اگر من خوب شوم
خار غمت گل ميشود
اگر من خوب شوم رنگ رخت عشق ميشود
اگر من خوب شوم نگاه ديگران عوض ميشود
اگر من خوب شوم شادى تو دو چندان ميشود
اگر من خوب شوم سر مشق شبات امين مشود؟
اگر من خوب شوم نرفتن ات بهانه ميشود
اگر من خوب شوم....
تقديم به س ش كه شادى اش آرامش قلب من است
امين
«گردان پشت ميدون مين رسيده و زمين گير شده بود. چند نفر رفتند معبر باز كنند. او هم رفت، 15 ساله بود.
چند قدم كه رفت، برگشت. يعني ترسيده؟!
خب! ترس هم داشت!
او اما، پوتين هايش را به يكي از بچه ها داد و گفت؛
تازه از گردان گرفتم، حيفه! بيت الماله!... پابرهنه رفت!... راستي 3هزار ميليارد تومن چندتا پوتين ميشه؟!»
سپید
لحظه هایم را با گریه پر می کنم رؤیایم را با تبسمی تلخ می سازم من جای خالی حضور دیگران را با اشک پر می کنم دنیایم را با عذاب ساخته ام خوشبختی ام را به دیگران باخته ام من فردایم را با هیچ می سازم خانه ام را با تردید می سازم . من درد را می نویسم با اشک بر دیواره های این دل تنها
سپید
ماه را دوست دارم به خاطر نور زیبایش در شب تار زندگیم ! روز را دوست دارن به خاطر زیبائی وجودش ! شب را دوست دارم به خاطر وجود ستارگان که به جای دلبری چشمک می زنند ! بهار را دوست دارم به خاطر گلهایش و نسیم نازش . و …. دوست دارم ! اما ! تو را دوست دارم مانند تمام وجودم بی آنکه بدانم چرا ؟ …. و تو را می پرستم
سپید
راه عاشقی راه نفسگیریست ، اما من جای تو نیز نفس خواهم کشید،
راه دشورایست اما من جای تو نیز سختی خواهم کشید ...
سپید
دلم برای سادگی ام میسوزد وقتی دستانت را برایم مشت میکنی میپرسی: گل یا پوچ؟ در دلم میگویم: دستهای تو . . .
سپید
وقتی کــه نیستی
شکـــــ دارم که بیایی
وقتی هم که می آیــــی
مطمئن نیستـــــــم که میمانی
وقتی هــــم که میروی
... ... ... نمیدانم که باز میگردی یا نــه
این دو دلــــــــی ها
دوراهـــــــی ها
دوگانگـــــی ها
مرا خواهد کشت..
بیـــــــــــا...
و یا یک بار برای همیشه نیـــــــــــا..!!
سپید
به قـــولِ چارلي چاپلين
من اگر پيامبر بودم، رسالتم شادمانى بود بشارتم آزادى و معجزه ام خنداندن
كودكان... نه از جهنمى مى ترساندم و نه به بهشتى وعده ميدادم...تنهامى آموختم
انديشيدن را و "انسان" بودن را...
ღ عـــــشــــق عــــروســــکــی ღ
زنــــدگــی به مـن آموخـــت هیـــچ کــــــس شبیه حرفهایـــش نـیـسـت......
میلاد
تا حالا شده عاشق بشین؟؟؟
میدونین عشق چه رنگیه؟؟؟
میدونین عشقق چه مزه ای داره؟؟؟
میدونین عشق چه بویی داره؟؟؟
میدونین عاشق چه شکلیه؟؟؟
میدونین معشوق چه کار میکنه با قلب عاشق؟؟؟
مدونین قلب عاشق برای چی میزنه؟؟؟
میدونین قلب عاشق برای کی میزنه؟؟؟ میدونین …؟؟؟
سپید
وقتی امیر اولین دختر رو برای اولین بار دید؟؟؟
lagonz
من زانو هایم را در آغوش کشیده بودم ....
وقتی تو برای آغوش دیگری
زانو زده بودی.....
سپید
« دردي نهان دارم با كس نمي گويم »
سپید
هیچ فکر نمی کردم به جرم عاشقی این گونه مجازات شوم
دیگر کسی به سراغم نخواهد آمد
قلبم شتابان می زند شمارش معکوس برای انفجار در سینه ام
ومن تنهای خود را در اغوش می کشم تنها ماندم....