امين
اگر من خوب شوم آرزويه آرزوهايم ميشوى؟
اگر من خوب شوم خنده ى خندهايم ميشوى؟
اگر من خوب شوم رژ لب هايت ميشوم
اگر من خوب شوم دشمن بغض ات ميشوم
اگرمن خوب شوم شعرم باز جوهر قلبت ميشود؟؟
اگر من خوب شوم
خار غمت گل ميشود
اگر من خوب شوم رنگ رخت عشق ميشود
اگر من خوب شوم نگاه ديگران عوض ميشود
اگر من خوب شوم شادى تو دو چندان ميشود
اگر من خوب شوم سر مشق شبات امين مشود؟
اگر من خوب شوم نرفتن ات بهانه ميشود
اگر من خوب شوم....
تقديم به س ش كه شادى اش آرامش قلب من است
امين
نه تو می مانی و نه اندوه
و نه هیچیک از مردم این آبادی...
به حباب نگران لب یک رود قسم،
و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت،
غصه هم می گذرد،
آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند...
لحظه ها عریانند.
به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز.
سهراب
امين
«گردان پشت ميدون مين رسيده و زمين گير شده بود. چند نفر رفتند معبر باز كنند. او هم رفت، 15 ساله بود.
چند قدم كه رفت، برگشت. يعني ترسيده؟!
خب! ترس هم داشت!
او اما، پوتين هايش را به يكي از بچه ها داد و گفت؛
تازه از گردان گرفتم، حيفه! بيت الماله!... پابرهنه رفت!... راستي 3هزار ميليارد تومن چندتا پوتين ميشه؟!»
امين
اولین بوسه من بوسه به قلبت بود آخرین بوسه تقدیم روحت بود
اولین خنده من زمهرت بود آخرین اشک تو تقدیر رفتنم بود
مرحبا بر اولین بوسه نفرین بر اشک آخر
امين
سلام برفاطمه شيرازمون حالا اصل مطلب
1=4سال قبل امروز را دوست داشتى چه جورى باشى ؟
2=چرا اين قدر مهربونى؟
3=چه غذايى را دوست ندارى درست كنى؟
4=چه شماره ساعتى را دوس دارى؟
5=چرا هر روز بهتر از ديروز مطلب مى نويسى؟
6=ميوه مورد علاقه اى كه پدرتان دوست داره؟
7=اگه صاحب 2 قلو بشى دوست دارى كدوم بيمارستان به دنيا بياوريشون؟
8=شوهرت دوست دارى چقد قدش باشه ؟
9=دستور فسنجون را بده؟
امين
شيرينى لبخند هايت رابه عسل سبلان نميدادم
اشك هاى آخرين فريبت را به آتيش آن جهان نمي دادم.
اما چه كنم بايد ميرفتى تا نبود شهد گل و هيزم آتيش را درك كنم
تقديم به تمام ستارهاى چشمك زن
امين
اگر می دانستم این آخرین دقایقی ست که تو را می بینم , به تو می گفتم " دوستت دارم " و نمی پنداشتم تو خود این را می دانی.......
امين
چه من باشم ونباشم تو ميايى سر دفتر اشعارم
چه من باشم ونباشم تو بغض ميكنى به حرف هايم
چه من باشم ونباشم تو ميخندى با دوستانت
چه من باشم ونباشم تو خوشبخت ميشوى با افكارت
هر روز كه ميرود زمان به من اجازه نميدهد كه بگويم خدايا من فقير كلبه تو هستم من را بسوزان تا دوستانم گرم شوند از جانم
امين
بغض قاصدك_قسمت اول
غريبانه آمدم دل شكسته روزگارآن روز در باغ مينا روى نميكت چوبى كنارت آمد
عاشقانه نگاهم كردى انگار سال هاست منتظر من بودى
من ميگفتم توبا چشم خرمايت تاييد مى كردى ....
امين
یقین داشته باش کسانی که به دنبال واقعیت می گردند، به آنچه می رسند شک می کنند.
آندره ژید
امين
لطیفه ای که کل جهان اینترنت را برانگیخت
چندی پیش جوکی به زبان انگلیسی در دنیای نت زاده شد! که نکات ارزشمندی را در خصوص سیاست های رسانه های امریکا در برداشت - ترجمه ی فارسی جوک به شکل زیر است :
مردی دارد در پارک مرکزی شهر نیویورک قدم میزند که ناگهان میبیند سگی به دختر بچه ای حمله کرده است مرد به طرف آنها میدود و با سگ درگیر میشود . سرانجام سگ را میکشد و زندگی دختربچه ای را نجات میدهد پلیسی که صحنه را دیده بود به سمت آنها می آید و میگوید :< تو یک قهرمانی >
فردا در روزنامه ها می نویسند :
یک نیویورکی شجاع جان دختر بچه ای را نجات داد
اما آن مرد می گوید: من نیوریورکی نیستم
پس روزنامه های صبح می نویسند:
آمریکایی شجاع جان دختر بچه ای را نجات داد .
آن مرد دوباره میگوید: من امریکایی نیستم
از او میپرسند :خب پس تو کجایی هستی
من ایرانی هستم
فردای آن روز روزنامه ها این طور می نویسند :
یک تند روی مسلمان سگ بی گناه امریکایی را کشت
امين
حرمت چترها را نگاه دارید این باران از روی رحمت نیست که می آید آسمان فصل به فصل در عزای کودکان ما گریسته است زمین نسل به نسل در سوگ خوشه های گندم گریسته است باران ببار به جای چتر تابوت بر شانه هامان گذاشته ایم درسکوت حرف های مردمان بزرگ را به قبرستان می بریم بارور شدن رادست جمعی به گور می بریم باران بر فدای نسل ما ببا ا ا ا ا ا ر
دست نوشته س ش
امين
باغ مینایم اینجاست اینجا دشت دلشکستگان است اینجا دم راحت بازدمت سخت می آید چراکه بغض سنگین است چراکه اشک حکم تگرگ دارد چراکه اسب های دشت هم از تو فراریند
امين
تمام تاریخ عبارت است جنگ دو سرباز که همدیگر را نمیشناسند و میجنگند برای دو نفر که همدیگر را میشناسند و نمیجنگند
دکترعلی شریعتی