امين
نسيم دلنواز و روح انگيز عشق را تا آخرين لحظه حيات در دل نگه ميدارم تا در آن لحظه هم عاشق باشم و در آخرين برگ خداحافظي ام مي نگارم
امين
آخرش جدايى است ميان ما چه بخواهيم چه نخواهيم پس تك تك لحظه هايه مان را به قلبمان بسپاريم كه شايد پس از مرگ يادمان باشد با كى ميخنديديم شايد...
امين
اين هم اوقاته بيكاريم كه با مداد بازى ميكنم
امين
دوستان برايه كسى دعا كنيد كه محتاج دعا است محتاجه محتاج مخصوصا برايه كسى دعا كنيد كه زندگيشان داره مي پاشه
امين
خورشيد جاودانه مي درخشد در مدار خويش مائيم كه پا جاي پاي خود مي نهيم و غروب مي كنيم
هر پسين اين روشناي خاطر آشوب در افق هاي تاريك دوردست نگاه ساده فريب كيست
كه همراه با زمين مرا به طلوعي دوباره مي كشاند ؟
اي راز اي رمز اي همه روزهاي عمر مرا اولين و آخرين
امين
به ساعت نگاه مي كنم: حدود سه نصفه شب است چشم مي بندم تا مبادا چشمانت را از ياد برده باشم و طبق عادت كنار پنجره مي روم سوسوي چند چراغ مهربان وسايه هاي كشدار شبگردانه خميده و خاكستري گسترده بر حاشيه ها و صداي هيجان انگيز چند سگ و بانگ آسماني چند خروس از شوق به هوا مي پرم چون كودكي ام و خوشحال كه هنوز معماي سبز رودخانه از دور برايم حل نشده است آري!از شوق به هوا مي پرم و خوب مي دانم سالهاست كه مرده ام/حسن پناهى
امين
اى عشق من :نامت سپيده دمي است كه بر پيشاني آفتاب مي گذرد - متبرك باد نام تو و ما همچنان دوره مي كنيم شب را و روز را هنوز را .....
امين
نمى دانم شايد هم ميدانم خود را به ندانستن ميزنم
تو رفتى من دانستنى هايم كاسته شد
تو رفتى من احساستم خاصه شد
تو رفتى من چشم هايم عامه شد ....
امين
هنوز پنجره باز است تو از بلندی ایوان به باغ می نگری
درخت ها و چمن ها و شمعدانی ها به آن ترنم شیرین به آن تبسم مهر به آن نگاه پر از آفتاب می نگرند
تمام گنجشکانکه درنبودن تو مرا به باد ملامت گرفته اند ترا به نام صدا می کنند
هنوز نقش ترا از فراز گنبد کاج کنار باغچه زیر درخت ها لب حوض درون آینه پک آب می نگرند تو نیستی که ببینی چگونه پیچیده است
طنین شعر تو نگاه تو درترانه من تو نیستی که بیبنی چگونه می گردد نسیم روح تو در باغ بی جوانه من چه نیمه شب ها کز پاره های ابر سپید به روی لوح سپهر ترا چنانکه دلم خواسته است
ساخته ام چه نیمه شب ها وقتی که ابر بازیگر هزار چهره به هر لحظه می کند تصویر به چشم همزدنی میان آن همه صورت ترا شناخته ام ...به خواب می ماند تنها به خواب می ماند چراغ اینه دیوار بی تو غمگینند تو نیستی که ببینی چگونه با دیوار به مهربانی یک دوست از تو می گویم تو نیستی که ببینی چگونه از دیوار جواب می شنوم تو نیستی که ببینی ....
امين
تولده امام عشق امام دل امام رضا بر همگان مبارك
امين
عجب عشقى دارد آسمان به زمين چراكه برايش عكس مي فرستد
امين
شايد .نميدانم . عمرا . من از ذهنت رفته باشم .شايد عمرا .......
اما شك نكن اگه شك كنى گناه كردى كه من تورا فراموش ميكنم اى عشقه رفته من شك نكن