فاطمه
آدَم ها را بدون اینڪــہ
بـــہ وُجودِشآن نیاز داشتہ باشے دوســـــت بـِــــدار . . .
ڪــارے که خـــــدا با تـــو مے ڪُــند. . .!
فاطمه
آینه!!!
آینـــه...
با تــــوأم!!!
محــــض رضـــای خـــــــدا...
بـــــرای یکبار هم کــــه شده به جــــــای چشم هایم،
دلــــــم را نشان بده...
تا بداننــــد...
دیـــوار دلــــــــم آنقدرها هم کـــه فکــــــر می کنند کـــــــوتاه نیست!!!
گــــــاهی،
زیادی کــــــــوتاه می آیم...!!!
فاطمه
ای دریغـــا كه همــه مزرعـــه ی دلهـــا را
علـــف هـــرزه ی كـــین پوشـــانده ســـت
و همـــه مـــردم شـــهر
بانـــگ برداشـــته اند: كه چـــرا سیمـــان نیست
هیچكـــس فكـــر نكـــرد كه چرا ایمـــــان نیست
روزگـــاری شـــده است
كـــه به غیـــر از انســـان
هیــــــــچ چیـــز ارزان نیست !!!
ebiraam
مجسمه بودا در جزیره Lantau، هنگ کنگ
ebiraam
پل معلق Capilano ونکوور، کانادا
فاطمه
چقـدر محکـم احساس ِ دوستــــ داشتن را مُشتــــ کرده ای
خود ِ تــ ـ ــو هــــــم باور نداری
که این مُشتـــــ خالی ستــــ . .
باز کن مُشتتـــــ را
قول می دهم با هم تعجبـــــ کنیم !!!
امين
اگر من خوب شوم آرزويه آرزوهايم ميشوى؟
اگر من خوب شوم خنده ى خندهايم ميشوى؟
اگر من خوب شوم رژ لب هايت ميشوم
اگر من خوب شوم دشمن بغض ات ميشوم
اگرمن خوب شوم شعرم باز جوهر قلبت ميشود؟؟
اگر من خوب شوم
خار غمت گل ميشود
اگر من خوب شوم رنگ رخت عشق ميشود
اگر من خوب شوم نگاه ديگران عوض ميشود
اگر من خوب شوم شادى تو دو چندان ميشود
اگر من خوب شوم سر مشق شبات امين مشود؟
اگر من خوب شوم نرفتن ات بهانه ميشود
اگر من خوب شوم....
تقديم به س ش كه شادى اش آرامش قلب من است
فاطمه
می بخشمـ کسانی را که هر چه خواستند با منـ
با دلمـ ،
با احساسمـ کردند
و مرا در دور دستـ خودمـ تنها گذاردند
و منـ امروز به پایان خودمـ نزدیکمـ ،
پروردگارا…
به من بیاموز در این فرصتـ حیاتمـ آهی نکشمـ برای کسانی که دلمـ را شکستند
امين
«گردان پشت ميدون مين رسيده و زمين گير شده بود. چند نفر رفتند معبر باز كنند. او هم رفت، 15 ساله بود.
چند قدم كه رفت، برگشت. يعني ترسيده؟!
خب! ترس هم داشت!
او اما، پوتين هايش را به يكي از بچه ها داد و گفت؛
تازه از گردان گرفتم، حيفه! بيت الماله!... پابرهنه رفت!... راستي 3هزار ميليارد تومن چندتا پوتين ميشه؟!»