arash
سنگ هایـی کـــه من از یادِ تو بر دل میــــزدم
خانه ای میشد
اگر خانه بنا میکردم
arash
سوت میکشد در هوا ، کابل تلفنی که میتوانست
زیباترین عبارات جهان را
از عاشقی به عاشقی برساند . . . !
arash
گاهی با یک قطره ، لیوانی لبریز می شود
گاهی با یک کلام ، قلبی آسوده و آرام می گردد
گاهی با یک کلمه ، یک انسان نابود می شود
گاهی با یک بی مهری ، دلی می شکند
مراقب بعضی یک ها باشیم
در حالی که ناچیزند ، همه چیزند
arash
از تمام دنیا
یک صبح سرد
یک چای داغ
و یک صبح بخیر تو
برایم کافی ست
arash
نفست باران است
دل من تشنه ی باریدن ابر
دل بی چتر مرا مهمان کن
arash
دل من یه روز به دریا زد و رفت / پشت پا به رسم دنیا زد و رفت
زنده ها خیلی براش کهنه بودن / خودشو تو مرده ها جا زد و رفت
arash
از راه وفا گاه ز ما یاد توان کرد / گاهی به نگاهی دل ما شاد توان کرد
صید دل ما لایق تیر تو اگر نیست / از بهر خدا آخرش آزاد توان کرد
مستم ز می عشق چنان کز پس مرگم / صد میکده از خاکـ من آباد توان کرد
arash
دلم یک جای دنج میخواهد
آرام و بی تَنِش
جایی باید باشد غیر از این کنج تنهایی!
تا آدم گاهی آنجا آرام بگیرد
مثلا آغوش تو !
arash
آنکه دستور زبان عشق را
بی گزاره در نهاد ما نهاد
خوب می دانست تیغ تیز را
در کف مستی نمی بایست داد
arash
گفتی : نفرین میکنی ؟
گفتم : نه ، اما از خدا میخوام
هیچکس ، اندازه من دوستت نداشته باشد
arash
هر کسی می تواند با شما لبخند بزند
هر کسی می تواند با تو گریه کند
اما کسی که تو را دوست دارد
وقتی اشک در چشمان شماست ، میتواند آنرا تبدیل به لبخند کند
arash
من که از کوی تو بیرون نرود پای خیالم / نکند فرق به حالم چه برانی چه بخوانی
چه به اوجم برسانی چه به خاکم بکشانی / نه من آنم که برنجم ، نه تو آنی که برانی
arash
هنوز رو خاکیم یادمان نمیکنند!
وای به روزی که خاکمان کنند!
arash
ﺩﻟﯽ ﺑﺴﺘﻢ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻋﻬﺪﯼ ﮐﻪ ﺑﺴﺘﯽ
ﺗﻮ ﺁﺧﺮ ﻫﺮ ﺩﻭ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺷﮑﺴﺘﯽ
arash
ﺁﻫﺴﺘﻪ ﺩﻝ ﺳﭙﺮﺩﻡ ﺁﻫﺴﺘﻪ ﺑﻰ ﺗﻮ ﻣﺮﺩﻡ ﺗﻮ ﺍﻳﻦ ﺷﺒﺎﻯ ﻏﺮﺑﺖ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻳﺎﺩ ﻧﺒﺮﺩﻡ....