مشخصات

موارد دیگر
abdolazim آفلاین می باشد!
حالت من: عاشق
abdolazim
1378-04-01 ( 13 ساله )
16 پست
ایران - فارس - خنج

وضعیت این کاربر

مدیریت گروه: 0
عضویت در گروه: 1
امتیاز داده شده: 348
امتیاز گرفته شده: 73
پست ها: 16
دنبال شوندگان:3
دنبال کنندگان:19
دیدگاه ها:0
بازنشرها:0
امتیاز کل:111.6
وضعیت: تازه کار

من دنبال کرده ام

نمایش همه

دنبال‌کنندگان

(19 کاربر)

عضویت گروه

بازدیدکنندگان

abdolazim
abdolazim
دلم می خواد یه چیزی رو بدونی دیگه نه عاشقی نه مهربونی منم دیگه تصمیمم رو گرفتم اصلا نمی خوام که پیشم بمونی دیشب که داشتم فکرام و می کردم دیدم با تو تلف شده جوونی یه جا یه جمله ی قشنگی دیدم عاشقو باید از خودت برونی چه شعرایی من واسه تو نوشتم تو همه چیز بودی جز آسمونی یادت میاد منتم رو کشیدی ؟ تا که فقط بهت بدم نشونی ؟ یادت می اد روی درخت نوشتی تا عمر داری برای من می خونی ؟ یادت میاد حتی سلام من رو گفتی به هیچ کس نمی رسونی حالا بیار عکسامو تا تموم شه اگر که وقت داری اگه می تونی نگو خجالت می کشی می دونم تو خیلی وقته دیگه مال اونی خوش باشی هر جا که می ری الهی واست تلافی نکنه زمونی {-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}
abdolazim
abdolazim
نشود فاشِ کسی آنچه میان من و توست تا اشارات نظر نامه رسان من و توست گوش کن با لب خاموش سخن می گویم پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندید حالیا چشم جهانی نگران من و توست گرچه در خلوت راز من و تو کس نرسید همه جا زمزمه ی عشق نهان من و توست.{-41-}
abdolazim
abdolazim
سلام به همه دوستان خوشهالم که دباره توانستم به سایت hamghadamبرگردم وبخاطر امتهان هایی که داشتم{-7-}{-58-}
abdolazim
3.gif abdolazim
الهی زندگیت طعم عسل شه / دعای دشمنت هی بی اثر شه ستارت تا ابد روشن بمونه / سیاهی راه خونت رو ندونه الهی مرغ عشق آرزوهات / سر شب تا سحر یکدم بخونه . . .
abdolazim
abdolazim
اگر بدانی چقدر سخت است یاد بودنت در عمق وحشت نبودنت ، مرا هرگز اینگونه رها نمی کردی {-41-}{-41-}{-41-}{-41-}{-41-}{-41-}{-41-}{-41-}{-41-}{-41-}{-41-}{-41-}
abdolazim
abdolazim
بزرگترین متهم تاریخ کسی است که نمی دونه قلبش واسه کی می تپه .{-35-}{-35-}{-41-}{-41-}{-41-}{-41-}{-41-}{-41-}
abdolazim
abdolazim
تا کجای قصه باید ز دلتنگی نوشت ، تا به کی بازیچه بودن توی دست سرنوشت ، تا به کی با ضربه های درد باید رام شد ، یا فقط با گریه های بی قرار آرام شد ، بهر دیدار محبت تا به کی در انتظار ، خسته از این {-35-}{-35-}{-41-}{-41-}{-41-}{-41-}{-41-}{-41-}{-41-}{-41-}
abdolazim
abdolazim
دوباره باز خواهم گشت نمی دانم چه هنگام ، از کدامین راه ولی یک بار دیگر باز خواهم گشت و چشمان تو را با نور خواهم شست و از عرش خداوندی شما را هدیه های تازه خواهم داد به دستان برادر دست خواهم داد{-41-}{-41-}
abdolazim
abdolazim
از آتش پرسیدم محبت چیست؟ گفت از من سوزانتر است از گل پرسیدم محبت چیست؟ گفت از من زیباتر است از شمع پرسیدم محبت چیست؟ گفت از من عاشق تر است. از خودش پرسیدم تو کیستی؟ گفت نگاهی بیش نیستم
abdolazim
abdolazim
من تو را دوست دارم و تو ديگرى را و ديگرى ديگرى را و در اين ميان همه تنهاييم!
abdolazim
abdolazim
تو را با شيشه عشقم ميان مرمر قلبم تراشيدم از ان پس هم تو را چون بت پرستيدم چرايش را نميدانم!{-41-}
abdolazim
abdolazim
منم تنهاترين تنهاي تنها و تو زيباترين زيباي دنيا منم يلداي بي پايان عاشق تو بودي مرهم زخم شقايق نگاهت را پرستم اي نگارم فداي تارمويت هرچه دارم تا ابد دوستت دارم {-41-}
abdolazim
abdolazim
وقتی احساس کنم نیمه ای از جان منی / بی تو هرجا بروم باز وجودم تنهاست {-7-}
abdolazim
abdolazim
می پوشانم دلتنگی ام را با بستری از کلمات ، اما باز کسی در دلم “تو” را صدا می زند . . .
abdolazim
abdolazim
من از زندگانی آموختم چگونه اشک ریختن را ولی اشکهایم نیاموخت چگونه زندگی کردن را{-31-}
صفحات: 1 2