→¶ζ♥ι lоvε♥yσυ♥ζ¶←
مرك از زندكي برسيد؟جرا من تلغم و تو شي
ريني!؟!زندكي در جواب كفت:من دروغم و تو حقيقت
→¶ζ♥ι lоvε♥yσυ♥ζ¶←
.
تا چشمانم را بر روی میگذارم ،
فکر تو نمیگذارد که آرام بخوابم
تو چه کردی با من ، اینگونه نبودم هیچگاه
چه آوردی بر سر من،ای خدا آزاد کن مرا از این شکنجه گاه
→¶ζ♥ι lоvε♥yσυ♥ζ¶←
میخواهم غرق شوم در مهر و محبتهایت
میخواهم از حالا تا آخر عمر ببوسم گونه هایت
میخواهم بگویم خیلی دوستت دارم
میخواهم بمیرم و بعد بگویم شدم فدایت
→¶ζ♥ι lоvε♥yσυ♥ζ¶←
مثل شب ، مثل شبهای پر ستاره ،
او که عاشق است پنجره را باز کرده و میبیند آسمان پر ستاره را
تویی ستاره ی درخشان من ،
آن عاشق منم ، نگاه کن مرا ای طلوع جاودانه ی من…
→¶ζ♥ι lоvε♥yσυ♥ζ¶←
میدانی چه احساسی دارم به تو
دستت را بر روی قلبت بگذار تا بگویم برای تو
قلبت به عشق چه کسی متیپد
قلبت به عشق کسی میپتپد که قلبش برای تو میتپد
دستم را بر روی قلبم گذاشتم و گرمای دستانت را احساس کردم
→¶ζ♥ι lоvε♥yσυ♥ζ¶←
میترسم ، کاری کن که آرام بگیرم ، محبتی کن تا از درد عشق نمیرم
→¶ζ♥ι lоvε♥yσυ♥ζ¶←
نه انگار نمیخواهد بگذرد روزهای انتظار
باید همیشه همین باشم ، یک عاشق بی قرار
انتظار و بی قراری نیز با تو شیرین است
کار هر روز و هر شب من همین است
→¶ζ♥ι lоvε♥yσυ♥ζ¶←
بی خیال ، با تنهایی بیشتر رفیقم تا با تو
ای نارفیق هیچ خاطره ی خوشی ندارم از تو
→¶ζ♥ι lоvε♥yσυ♥ζ¶←
تو آنقدر مهربانی که مهربانتر از تو ندیده ام
طعم شیرین عشق را تنها با تو چشیده ام
از آن لحظه که تو آمدی تنها این را از قلبم شنیده ام
دوستت دارم
→¶ζ♥ι lоvε♥yσυ♥ζ¶←
گل من ، با آمدنت گلستان شد آن کویر تشنه ی قلب من
تو همان شعری ، شعری که با شنیدنش آرام میگیرد دل من
→¶ζ♥ι lоvε♥yσυ♥ζ¶←
ای بی وفا حالا که من لحظه به لحظه میگویم دوستت دارم
با التماس ، با گریه ،میگویم عاشقت هستم
پس چرا مثل قبل یادی از من نمیکنی
→¶ζ♥ι lоvε♥yσυ♥ζ¶←
تو نمیدانی شبی نیامده که با چشمهای خیس نخوابیده ام
یا نیامده شبی که برای رسیدن به تو با خدا راز و نیاز نکرده ام
→¶ζ♥ι lоvε♥yσυ♥ζ¶←
.
میخواهم تو را در این لحظه ،
از من نخواه که آرام بگیرم ،
به خدا خیلی وقت است دلم به هوای آمدنت نشسته
→¶ζ♥ι lоvε♥yσυ♥ζ¶←
تو همان نیمه گمشده ی منی که مدتها به انتظار آمدنش نشسته بودم
تو همان انتظاری، که در نهایت به آن رسیدم…