NEGAR
دلم برای کسی تنگ است که دل تنگ است… دلم برای کسی تنگ است که طلوع عشق را به قلب من هدیه می دهد … دلم برای کسی تنگ است ه با زیبایی کلا مش مرا در عشقش غرق می کند… دلم برای کسی تنگ است که تنم آغوشش را می طلبد … دلم برای کسی تنگ است که دستانم دستان پر مهرش را می طلبد… دلم برای کسی تنگ است که سرم شانه هایش را آرزو دارد… دلم برای کسی تنگ است که گوشهایم شنیدن صدایش را حسرت می کشد … دلم برای کسی تنگ است که چشمانم ، چشمانش را می طلبد … دلم برای کسی تنگ است که مشامم به دنبال عطر تن اوست… دلم برای کسی تنگ است که اشکهایم را دیده… دلم برای کسی تنگ است که تنهاییم را چشیده… دلم برای کسی تنگ است که سرنوشتش همانند من است… دلم برای کسی تنگ است که دلش همانند دل من است… دلم برای کسی تنگ است که تنهاییش تنهایی من است… دلم برای کسی تنگ است که مرهم زخمهای کهنه است… دلم برای کسی تنگ است که محرم اسرار است… دلم برای کسی تنگ است که راهنمای زندگیست… دلم برای کسی تنگ است که قلب من برای داشتنش عمرها صبر می کند… دلم برای کسی تنگ است که دوست نام اوست… دلم برای کسی تنگ است که دوستیش بدون (( تا )) است… دلم برای کسی تنگ است که دل تنگ دل تنگی هایم است… دلم برای کسی تنگ است
NEGAR
يادمان باشد اگر شــــاخه گلي چيديم وقت پرپر شدنش سوز و نوايي نکنيم پــر پروانه شکستن هــــــنــر نيست گر شکستيم ز غفلت من و مايي نکنيم يادمان باشد ســــر ســــــجاده عشق جز براي دل مــحبوب دعـــــائي نکنيم يادمان باشد از امروز خطائي نکنيم گر در خود شکنيم هيـچ صدائي نکنيم يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق ز هر بي سر و پايي نکنيم
NEGAR
خدايا من اگر بد کنم تورا بنده ديگر بسيار است تو اگر با من مدارا نکني مرا خدايي ديگر کجاست؟؟؟؟
NEGAR
عاشقت خواهم ماند بی آنکه بدانی دوستت خواهم داشت بی آنکه برلب آرم دردل خواهم گفت بی هیچ سخنی گوش خواهم داد بی هیچ اندوهیر درآغوشت خواهم گریست بی آنکه حس کنی درتوآب خواهم شد بی هیچ گرمایی کنارآشیانه توآشیانه میکنم وفضای آشیانه را پرازترانه میکنم می پرسندبرای چه زندای ومن تورا بهانه میکنم.!!
NEGAR
روزی به میخانه میرفتم تادرغم یاری شرابی بنوشم قناری رادیدم به صاحبش گفتم فروشیه گفت نه رفیقمه منم گفتم اولین پیک به سلامتی کسی که رفیقشو نمیفروشه...
NEGAR
چنان دلگيرم از دنيا كه خود را هم نمي خواهم به اين زخم دل خونين دگر مرهم نمي خواهم همه نا مهربانند در اين دنياي پر تزوير چنين شد حاصل عمرم كه جز مرگم نمي خواهم!!!!!!!!!!!!!!
NEGAR
احساسم را زخمی می کند از دنیایی حرف می زند که من نمی شناسم بوسه را بر نمی تابد مرا به جایی می برد که ادرسش را نمی دانم ادرسی هم نمی دهد و می گوید تو درک نمی کنی نمی دانم چی را باید درک کنم من بوسه را درک می کنم دست گرم را احساس می کنم نگاه مهربان را می کاوم دوستی را می فهمم باور کن شقایق را دوست دارم عطر گل یاس را بهار نارنج را همه این ها را می فهمم زیبایی را درک می کنم احساس می کنم جانم بوی دوستی را می فهمد من دوستی را دوست دارم
NEGAR
احساس هم می شکند و احساس من شکست شیشه های شکسته احساسم تو دلم ریخت دلم را خونی کرد گفت که می داند عاشق نیستم همین کافی است دوست محبوبم
NEGAR
احساس می میرد اگر به پاش اب نریزی احساس می میرد اگر نور بهش نرسد ببین عزیز من محبوب بوسه نشانه اب و نور است بوسه را ندادی عشق را جستجو می کنی ؟
NEGAR
بهار که می شه انار باغچه دل من غنچه بارون می شه بهار که می شه به افتاب سلام می کنم گرم می شم غنچه هام باز می شه بزرگ می شم بزرگ می شم خودم با مهربانی افتاب و اب می کشم تا پاییز پاییزی می شم انار شیرین انار های شیرین بهار می اد تو خونه ام انار ها را دون دون می کنیم یه دونه من یه دونه بهار دو دونه من دو دونه بهار بهار هم دو تا سیب به من هدیه می ده
براوو=سکوت ميکنم نه به احترام آنان که از فريادم خسته شدند! نه براي آناني که به دنبال سکوتم هستند! نه براي دل او که ميخواهد با سکوتم،مرا بشکند! و نه براي بودني تکراري سکوت ميکنم، چون صداي تو را در سکوت مي شنوم تو که تمام دنياي پر از فريادم را به يکباره خاموش کردي.
10 ماه و 18 روز و 21 ساعت و 37 دقیقه قبل