مشخصات

موارد دیگر
ELSID آفلاین می باشد!
حالت من: عاشق
ELSID
1365-06-16 ( 25 ساله )
29 پست
IRAN - KHOZESTAN - AHVAZ
آخرین مدرک تحصیلی:LISANS
علاقه مند به:ASHEGHE COMPUTER

وضعیت این کاربر

مدیریت گروه: 0
عضویت در گروه: 0
امتیاز داده شده: 82
امتیاز گرفته شده: 60
پست ها: 29
دنبال شوندگان:1
دنبال کنندگان:8
دیدگاه ها:1
بازنشرها:0
امتیاز کل:95.1
وضعیت: تازه کار

من دنبال کرده ام

نمایش همه

دنبال‌کنندگان

بازدیدکنندگان

ELSID
ELSID
توی زندگی بعضی چیز ها بزرگ ، بعضی چیز ها کوچک ،بعضی چیز ها ساده و بعضی چیزها مهم هستند :



بزرگ مثل عشق



کوچک مثل غم



ساده مثل من مهم مثل توووووو.................وتقدیم به توووووووووووووووووووووو
دیدگاه · 1390/11/30 - 13:09 ·
4 امتیاز +
ELSID
ELSID
معلم عصبی دفتر رو روی میز کوبید و داد زد: سارا ...
دخترک خودش رو جمع و جور کرد، سرش رو پایین انداخت و خودش رو تا جلوی میز معلم کشید و با صدای لرزان گفت : بله خانوم؟
معلم که از عصبانیت شقیقه هاش می زد، تو چشمای سیاه و مظلوم دخترک خیره شد و داد زد:
چند بار بگم مشقاتو تمیز بنویس و دفترت رو سیاه و پاره نکن ؟ هـــا؟! فردا مادرت رو میاری مدرسه می خوام در مورد بچه بی انضباطش باهاش صحبت کنم!
دخترک چونه ی لرزونش رو جمع کرد... بغضش رو به زحمت قورت داد و آروم گفت:

خانوم... مادرم مریضه... اما بابام گفته آخر ماه بهش حقوق می دن...
اونوقت می شه مامانم رو بستری کنیم که دیگه از گلوش خون نیاد... اونوقت می شه برای خواهرم شیر خشک بخریم که شب تا صبح گریه نکنه... اونوقت... اونوقت قول داده اگه پولی موند برای من هم یه دفتر بخره که من دفترهای داداشم رو پاک نکنم و توش بنویسم... اونوقت قول می دم مشقامو ...

معلم صندلیش رو به سمت تخته چرخوند و گفت بشین سارا ...
و کاسه اشک چشمش روی گونه خالی شد . . {-35-}{-35-}
1 دیدگاه · 1390/11/30 - 13:03 ·
4 امتیاز +
ELSID
ELSID
آخر یه روز پرینت قلبم رو میگیرم تا بفهمی با هر بار نفس کشیدنم چند بار دوست دارم..........{-35-}{-41-}
دیدگاه · 1390/11/30 - 09:59 ·
3 امتیاز +
ELSID
ELSID
عشق چیز عجیبی نیست ، عزیز دلم ! همین است که تو دلت بگیرد و من نفسم..........{-35-}{-41-}بازم تقدیم به تو...............
دیدگاه · 1390/11/30 - 09:56 ·
3 امتیاز +
ELSID
ELSID
نمیدانم چرا چشمانم گاهی بی اختیار خیس می شوند ، می گویند حساسیت فصلی است ، آری من به فصل فصل این دنیای بی تو حساسم{-35-} تقدیم به تو..........
دیدگاه · 1390/11/30 - 09:50 ·
2 امتیاز +
ELSID
ELSID
پرنده مردنی است

دلم گرفته است
دلم گرفته است
به ایوان می روم و انگشتانم را
بر پوست کشیده ی شب می کشم
چراغ های رابطه تاریکند
چراغهای رابطه تاریکند
کسی مرا به آفتاب
معرفی نخواهد کرد
کسی مرا به میهمانی گنجشک ها نخواهد برد
پرواز را به خاطر بسپار
پرنده مردنی ست

تقدیم به تو......... { فروغ فرخزاد }
1 دیدگاه · 1390/11/30 - 09:27 ·
2 امتیاز +
ELSID
ELSID
پرسید بخاطر کی زنده هستی؟

با اینکه دلم می خواست با تمام وجودم

داد بزنم : به خاطر تو

بهش گفتم: بخاطر هیچ کس

پرسید: پس به خاطر چی زنده هستی؟

با اینکه دلم فریاد می زد به خاطر تو

با یک بغض غمگین

گفتم : به خاطر هیچ چیز

ازش پرسیدم: تو به خاطر کی زنده هستی؟

در حالیکه اشک در چشمانش جمع شده بود



گفت: بخاطر کسی که به خاطره هیچ زنده است{-35-}
دیدگاه · 1390/11/30 - 09:20 ·
3 امتیاز +
ELSID
ELSID
نامه بدین شرح بود :

عزیز دلم !!!تو رو به خاطر صدای گیرایت دوست دارم ..... اکنون دیگر حرف نمی زنی پس نمی توانم دوستت داشته باشم

دوستت دارم چون به من توجه و محبت می کنی ...... چون اکنون قادر به محبت کردن به من نیستی نمی توانم دوستت داشته باشم

تو را به خاطر لبخندت و تمامی حرکاتت دوست دارم ..... آیا اکنون می توانی بخندی ؟ می توانی هیچ حرکتی بکنی ؟ ...... پس دوستت ندارم

اگر عشق احتیاج به دلیل داشته باشد در زمان هایی مثل الان هیچ دلیلی برای دوست داشتنت ندارم



آیا عشق واقعا به دلیل نیاز دار؟

نه

و من هنوز دوستت دارم . عاشقت هستم{-35-}
دیدگاه · 1390/11/30 - 09:09 ·
1 امتیاز +
ELSID
ELSID
روزی دختری از پسری که عاشقش بود پرسید : چرا مرا دوست داری ؟ چرا عاشقم هستی ؟



پسر گفت : نمی توانم دلیل خاصی را بگویم اما از اعماق قلبم دوستت دارم



دختر گفت : وقتی نمی توانی دلیلی برای دوست داشتن پیدا کنی چگونه می توانی بگویی عاشقم هستی ؟!!!!



پسر گفت : واقعا دلیلش را نمی دانم اما می توانم ثابت کنم که دوستت دارم



دختر گفت : اثبات؟!!!! نه من فقط دلیل عشقت را می خواهم . شوهر دوستم به راحتی دلیل دوست داشتنش را برای او توضیح می دهد اما تو نمی توانی این کار را بکنی !!!!



پسر گفت : خوب ... من تو رو دوست دارم چون زیبا هستی

چون صدای تو گیراست

چون جذاب و دوست داشتنی هستی

چون باملاحظه و بافکر هستی

چون به من توجه و محبت می کنی

تو را به خاطر لبخندت دوست دارم

به خاطر تمامی حرکاتت دوست دارم



دختر از سخنان پسر بسیار خشنود شد



چند روز بعد دختر تصادف کرد و به کما رفت



پسر نامه ای را کنار تخت او گذاشت

...................{-35-}
3 دیدگاه · 1390/11/30 - 09:07 ·
1 امتیاز +
ELSID
ELSID
جلسه محاکمه عشق بود



و عقل قاضی ، و عشق محکوم ....



به دلیل تبعید به دورترین نقطه مغز یعنی فراموشی ، قلب تقاضای عفو عشق را داشت ولی همه اعضا با او مخالف بودند قلب شروع کرد به طرفداری از عشق ، آهای چشم مگر تو نبودی که هر روز آرزوی دیدن چهره زیبایش را داشتی ، ای گوش مگر تو نبودی که در آرزوی شنیدن صدایش بودی وشما پاها که همیشه در آرزوی رفتن به سویش بودید حالا چرا اینچنین با او مخالفید ؟

همه اعضا روی برگرداندند و به نشانه اعتراض جلسه را ترک کردند ، تنها عقل و قلب در جلسه ماندند عقل گفت: دیدی قلب همه از عشق بی زارند ، ولی متحیرم با وجودی که عشق بیشتر از همه تورا آزرده چرا هنوز از او حمایت میکنی !؟ قلب نالید و گفت: من بی وجود عشق دیگر نخواهم بود و تنها تکه گوشتی هستم که هر ثانیه کار ثانیه قبل را تکرار میکند و





فقط با عشق میتوانم یک قلبی واقعی باشم
دیدگاه · 1390/11/30 - 09:05 ·
2 امتیاز +
ELSID
ELSID
مرد و زن جوانی سوار بر موتور در دل شب می راندند.آنها عاشقانه یکدیگر را دوست داشتند.

زن جوان: یواش تر برو، من می ترسم.
مرد جوان: نه، اینجوری خیلی بهتره.
زن جوان: خواهش میکنم ، من خیلی می ترسم.
مرد جوان: خوب، اما اول باید بگی که دوستم داری.
زن جوان: دوستت دارم، حالا میشه یواش تر برونی.
مرد جوان: منو محکم بگیر.
زن جوان: خوب حالا میشه یواش تر بری.
مرد جوان: باشه به شرط اینکه کلاه کاسکت منو برداری و روی سر خودت بذاری، آخه نمیتونم راحت برونم، اذیتم میکنه.

روز بعد واقعه ای در روزنامه ثبت شده بود. برخورد موتور سیکلت با ساختمان حادثه آفرید. در این سانحه که به دلیل بریدن ترمز موتورسیکلت رخ داد، یکی از دو سرنشین زنده ماند و دیگری درگذشت. مرد جوان از خالی شدن ترمز آگاهی یافته بود. پس بدون اینکه زن جوان را مطلع کند با ترفندی کلاه کاسکت را بر سر او گذاشت و خواست تا برای آخرین بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند. دمی می آید و بازدمی میرود. اما زندگی غیر از این است و ارزش آن در لحظاتی تجلی می یابد که نفس آدمی را می برد..........تقدیم به تمام عاشقها{-35-}{-41-}..........
1 دیدگاه · 1390/11/30 - 09:01 ·
2 امتیاز +
ELSID
ELSID
از استاد شیمی پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها اسیدی هست که درون قلب اثر می گذارد.
از خودم پرسیدم عشق چیست؟گفتم …………………….
دوستت دارم تا اخرین نفس عزیزم............................تقدیم به تو که بهترینیییییییییییییییییییییییی
{-35-}{-41-}{-49-}
دیدگاه · 1390/11/30 - 08:48 ·
2 امتیاز +
ELSID
ELSID
مفهوم عشق

از استاد دینی پرسیدند عشق چیست؟ گفت:حرام است .

از استاد هندسه پرسیدند عشق چیست؟ گفت:نقطه ای که حول نقطه ی قلب جوان میگردد .

از استاد تاریخ پرسیدن عشق چیست؟ گفت:سقوط سلسله ی قلب جوان .

از استاد زبان پرسیدند عشق چیست؟ گفت:همپای love است .

از استاد ادبیات پرسیدند عشق چیست؟ گفت : محبت الهی است .

از استاد علوم پرسیدند عشق چیست؟ گفت : عشق تنها عنصری هست که بدون اکسیژن می سوزد .

از استاد ریاضی پرسیدند عشق چیست؟ گفت : عشق تنها عددی هست که هرگز تنها نیست .

از استاد فیزیک پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها آدم ربائی هست که قلب را به سوی خود می کشد .

از استاد انشا پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها موضوعی است که می توان توصیفش کرد .

از استاد قرآن پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها آیه ای است که در هیچ سوره ای وجود ندارد .

از استاد ورزش پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها توپی هست که هرگز اوت نمی شود .

از استاد زبان فارسی پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها کلمه ای هست که ماضی و مضارع ندارد .

از استاد زیست پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها میکروبی هست که از راه چشم وارد می شود .

{-41-}{-35-}
دیدگاه · 1390/11/30 - 08:46 ·
2 امتیاز +
ELSID
ELSID
پسر به دختر: میدونی برای هدیه تولدت چی خریدم؟ دختر: نه!! پسر: اون پژو 206 قرمز رنگ که کنار خیابون پارک شده رو میبینی ؟؟؟ دختر: آرررررررررررررررره... پسر: یه ماتیک درست به همون رنگ !!!‬
دیدگاه · 1390/11/11 - 18:08 ·
2 امتیاز +
ELSID
ELSID
به سلامتی اونایی که وقتی باهاشون هستیم نخـــــــورده مستیـــــــم {-35-}
دیدگاه · 1390/11/11 - 18:07 ·
2 امتیاز +
صفحات: 1 2